مزگت

مزگت یعنی عبادتگاه
بدون درنظر گرفتن دین خاصی
هروقت نیاز داشته باشم، به اینجا پناه میارم و مینویسم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است



میبینی؟ چه قشنگ و دانه دانه صف کشیده بر سجاده؟

میخواهی حبه حبه اش را ضمیمه ی دعا کنی

تبلور عینی نیاز است.

رنگِ زردِ طلایی گونه اش تو را میکشاند به بارگاه شمس الشموس

از همانجا که تحفه آمده با دست گرم رفیق

دوست داری انگشتانت شانه باشد بر موهای طلایی پاکش که به دست غیر نیالوده و

تنها بر گُرده انگشتان امیدوار تو سوار شده

دستِ دل میخواهد این راز و نیاز ها...

 آدم را میکشاند  از انتزاع دور ، پای تجسم نزدیک...

که خدا میتواند همین نزدیکی ها باشد

در همین نزدیکی

  • ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۱۱
  • ۴۷ نمایش

اگه تو ایران نبودم,تو این شرایط,هیچ وقت اصرار به ازدواج نمیکردم...

رها میرفتم دنبال سرنوشتم.

اما برای دور زدن ساختارای بسته فرهنگی مجبورم. مجبور

و الاّ که نه عاشقم نه علاقه مند به وابستگی های جدید.

بیشتر میل به مرگ دارم.

هم هیجان داره؛ هم آرامش بی منتها

  • ۲۱ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۱۴
  • ۵۰ نمایش

پمپاژ زندگی

۰۷
بهمن

بزرگترین افتخار بعد اون همه سختی و فشار و به اینجا رسیدن، همین بس که مادرا بگن بچه ها صبح، برای اومدن به مهد با ذوق از خواب بیدار میشن،

وقتی مریضن، روزشماری میکنن برای برگشت و زمان تعطیلی، دائم سراغ مهدو میگیرن...

همون بچه هایی که موقع اشتباهاشون اخم میکنم، و موقع بازی، با تمام وجود، باهاشون میخندم، ذوق میکنم و حرف میزنم...

انگار خستگی تمام سالای اجبار تحصیل از تنم ذره ذره بیرون میره....

انگار دوباره زنده میشم...که دنیا اگه با ما نساخت، ما میسازیمش...اونطوری که میخواییم و فکر میکنیم درسته...


  • ۲ نظر
  • ۰۷ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۲۴
  • ۷۱ نمایش

ارشد

۰۵
بهمن

بدجور به سرم زده فوق لیسانس به درد لای جرز دیوار نمیخوره و

بزنم همه کاسه کوزه ها رو بشکنم...

#تحت_فشار

  • ۰۵ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۵۴
  • ۷۵ نمایش