مزگت

مزگت یعنی عبادتگاه
بدون درنظر گرفتن دین خاصی
هروقت نیاز داشته باشم، به اینجا پناه میارم و مینویسم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

ambivalence

جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۵۰ ب.ظ

با بچه های سال پایینی برا انتخاب رشته و کنکورشون صحبت میکنم.

مشوش و گونه گون اند. از هر گرایشی حرف میزنیم, علاقه شونو ابراز میکنن. نمیدونن چی کار کنن. کشش و موانع وجودی شونو میشه به راحتی حس کرد؛این دوگانگی و شک حضور یا عدم حضور.

میدونن دوست ندارن و فایده نداره اما نمیخوان عقب بکشن چون کاری ندارن,چون منزوی شدنو در پی داره و نمیخوان,نمیتونن دوری رو بپذیرن.

پای هر رشته ای میاد,علاقه دارن!! 

میگم مگه میشه آدم انقدر ناآگاه به علایق باشه؟ مگه میشه همچین طیف گسترده؟

به این فکر میکنم اینها موقع انتخاب رشته کارشناسی هم همین روال رو داشتن. تازه اون موقع بی خبری از رشته ها و فضای جامعه شون بیشتر بوده...

به این فکر میکنم اومدنشون به ادبیات,همونقدر محتمل بوده که انتخاب ژئومورفولوژی و جغرافیا.من خوشخیال چهار سال با کسایی دمخور بودم که انتخاب زندگی شون دراین حد تخمی بوده.کسی که علقه و آگاهی به مسیرش نداره,چطور میتونه براش دل بسوزونه و پاش وایسه؟؟

یاد پارسال خودم میفتم,به اینکه چطور برای ارشد,به ادبیات کودک رسیدم از بین همه خواسته هام....

حالا بهشون حق میدم. ادبیات کودک هم برای من فقط یه دستاویز بود.برای اینکه خودمو به دانشگاه وصل کنم. وگرنه خودم میییییدونم ارزش چندانی نداره این رشته.نوپا و کم ارزشه دربرابر نیاز جامعه.کاری هم از پیش نمیبره.

آدم که گرفتار باشه,نگاه نمیکنه چی بالای چاه دست دراز میکنه برای کمک,فقط میخواد دستی بگیره و بالا بکشش...هرچی با هر شرایطی

  • ۹۶/۰۳/۲۶
  • ۵۷ نمایش

نظرات (۳)

الان شما گرفتار بودی؟ و از سر ناچاری رفتی ادبیات کودک خوندی؟ که از جامعه و دانشگاه جا نمونی؟
عجب...
چه بد که دیدت به ادبیات کودک اینقدر پست و حقیره... که ناچیز و بی ارزش میدونیش!

تو میدونی چه قدر میتونی موثر باشی واسه گروه سنی که داستان مهمترین اثر رو در شکل گیری شخصیتشون داره؟!
واقعا اگر اینقدر حقیرانه است نظرت نسبت به رشته ات ازش بیا بیرون چون با این دید نه تنها موفق نمیشی بلکه شاید خرابکاری هم بکنی!
و یه نکته... کسی که ادبیات کودک کار میکنه درست و زیبنده نیست از ادبیات سخیف و بی ادبانه استفاده کنه حتی توی وبلاگ شخصیش که ربطی هم به رشته اش نداره
پاسخ:
ادبیات کودک نمیخونم
میخواستم بخونم.
باورت میشه باهات موافقم؟ :)))

ولی انصافا من علایقم خیلی زیاده! :))))
پاسخ:
واقعا به این دید نگاه نمیکنم بقیه ممکنه مخالف یا موافق حرفم باشن
اصن برام مهم نیس راستش
خب همه که قرار نیست یکسو باشن.
هنر اینه چطور کنار هم زندگی کنن با وجود مخالفتا.
هرکس آزاده نظراتشو بیان کنه.

منم. اما نه اونقد که با هر بادی، به سمت دیگه متمایل بشم.
علایقم گسترده س. ولی یکیش مهم تره.نه، دوتاش، نه ، سه تاش
نه که برام فرقی نکنه سیرتا پیازش
میدونی مث چی میمونه؟
هرکی بیاد خواستگاریت، بگی بله
اولی مثلا خرمذهبی
دومی لاقید لامذهب
با هردوتا هم راضی بشی
حالا هرکدوم اول اومدن!
بسته به شانسشون!!
خوب می کنی
ولی مثلا جمله بامزه گفتم
معلوم نبود ؟! 
:))))))


"خرمذهبی" آخه؟ :))))
لامصب :)))))))))
موندم از کجا میاری این واژه ها رو عاخه؟ :دی
جدا از شوخی: 
خب طرف هدفش و چیزی که براش مهم تره! ازدواجه... متاهل شدنه... مجرد نموندنه یا یه همچین چیزایی... و بنا بر این دیگه شخص مورد نظر کمرنگ میشه... 



من یک انسان بی شعور مسخره کنم!!!!
هر وقت عنوان اینو می بینم یاد "اکسپورت اورینتد" میوفتم و کلی درونی شاد می شم :)))
پاسخ:
:))))
خیلی خندیدم!!!
خب خرمذهبی واژه ایه که تو خونه مون استفاده میشه!
نمیدونم از کجا اومده
ولی پس ذهنم بوده :))

تصمیم گرفتم بجای خوندن مداوم زبان، بیارمش تو زندگی روزمره ام!
اینجوری همیشه موندگار میشه
خیلی تاثیر داره
مثلا همین واژه که انقد مزخرفه خوندن و شکل و شمایلش و اصلا تو ذهن نمیمونه، جا بگیره مشتی وسط مغز و خاطراتم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی