مزگت

مزگت یعنی عبادتگاه
بدون درنظر گرفتن دین خاصی
هروقت نیاز داشته باشم، به اینجا پناه میارم و مینویسم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

سیر کتابخونه

دوشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۲۰ ب.ظ

کتابخونه ای که سیستمش، قفسه باز نباشه، به مراجعینش خیانت کرده :)

همه چیزو که نمیشه پای سیستم دراورد. بعضیا رو باید با چشم دید و تازه باهاش آشنا شد!

هرکتابخونه رو باید بویید، لمس کرد، تو جای جای قفسه هاش چرخید و از خوندن بعضیاش به طرب اومد و رقصید...!

هر آدمی تو یه بخش ضعیف و قویه.کتابخونه هام مثل آدمان. بعضیا ادبی بیشتر حالیشونه، بعضیا سینمایی، بعضیا روانشناسی و بعضی تاریخی!

اگه زیادی با ادبی بچرخی، از بخش سینمایی جا میمونی...همه رو باید باهم گسترش داد و جلو برد.

امروز تو کتابخونه جدیدی که رفتم، چند کتاب پیدا کردم درباره موضوعاتی که خیر سرم فکر میکردم تازه است و میتونم به عنوان محقق عنوان جدید روشون کار کنم!! ببین مغز دیگران چند سال پیش اونا رو پیدا و تحقیق و دسته بندی کرده که هیچ!،به چاپ هم رسونده و به کتابخونه رسیده...

هر وقت کتابخونه میرم، احساس میکنم خیییلی عقبم.از همه چیز.چقدر وقت کم دارم برای خوندن و نوشتن

وقتی به بطن جامعه میام و با دیگران حرف میزنم میبینم گاهی غیر قابل فهمم برای دیگران.چقدر جلوتر دوییدم بدون اینکه نگاه کنم بقیه کجان

این شکاف فاحش، واقعی و دردناک...

این ریتم و تمپوی سوال گونه ی همیشگی که چطور باید پیش رفت و کجا رو پر کرد...

  • ۹۶/۰۱/۰۷
  • ۴۷ نمایش

نظرات (۱)

آرامش بخش ترین جای دنیا لای قفسه های کتابه ^_^
پاسخ:
برای من میخکوب کنندس. شروع پویایی ذهنی
آغاز جریان
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی