مزگت

مزگت یعنی عبادتگاه
بدون درنظر گرفتن دین خاصی
هروقت نیاز داشته باشم، به اینجا پناه میارم و مینویسم

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

بی دلیل نبوده خدا منو تو این برهه زمانی نگه داشته و گذاشته تو این تعلیق تاب بخورم و هی صداش کنم ؛

آدما نامردن. دردشون که تموم بشه، میذارن میرن. بی توجه میشن.

نگه داشته تا خیلی چیزا رو بفهمونه.که بشنوم...که به خودم برگردم....

هرچی بیشتر صدا بزنی، بیشتر میفهمی

هرچی بیشتر درد بکشی، بیشتر ضجه بزنی، چشمات بیشتر باز میشه

بمون بنده...بمون و بندگی رو تمرین کن که هواتو دارم.حواسم هست...

رحمتم موقوف آن خوش گریه هاست             چون گریست,از بحر رحمت موج خواست

  • ۰ نظر
  • ۱۹ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۳۵
  • ۱۵۰ نمایش

پریا

۱۷
مرداد


مشکل اینجاست...
همون موقع که ردیف شدی و زندگیتو تغییر دادی، همون موقع که برای اولین بار بلند شدی و رو پاهای خودت واسادی،

همون موقع که بهترین وجه زندگی داره چهره شو نشون میده، یه بلای آسمونی میفته تو کاسه ات...
 میپرسی چرا؟ مگه من خوب نشده بودم؟ مگه توبه نکرده بودم؟مگه کم تلاش کردم برای جبران؟ چرا خدا؟ چه بدی در حق تو کردم؟
اگه تو از دل و عمل خالصانه من خبر داری، تو که حساب و کتاب همه چی دستته، تو چرا؟
چرا این بلا رو سرم آوردی...؟
چرا...؟
این بیشتر آدمو میچزونه.بیشتر ذهنو درگیر میکنه.

آدمو متزلزل میکنه.اصلا آدم جلو خودش خرد میشه.ارزش خوبی و توبه و تلاش ، جلوش میشکنه

یه طوری که انگار هرجوری باشه، بدبختی همراته.

چه کرمیه زندگیمو خوب بسازم؟ هرجور باشم، همینی که هست...

  • ۰ نظر
  • ۱۷ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۱۲
  • ۳۵۵ نمایش

یه بار به طراحی پوستر این آهنگ دقت کنین....
این شکل هندسی چیه؟
* هرمی که برعکس شده و از طرف راست بهش نور خورده و ضلع چپ رو تاریک کرده؟
* یا شکلی تو مایه های لوزی که از وسط تا شده و آگاهانه سمتیش تاریکه و سمتیش روشن؟
دلیل طراحی این شکل برای این آهنگ چیه؟

بی تو بی شب افروزی ماندنت
بی تب تند پیراهنت
شک نکن من که هیچ
آسمان هم زمین می‌خورد...

بالای صفحه تاریکه و هرچی به پایین نزدیک تر میشه، روشنایی بیشتر میشه.
پس اینکه آسمون برعکس شده و "زمین خورده" ، به ذهن میرسه...
اما چرا پرنده ها بیرون اومدن؟کدوم بخش شعر مربوط به آزادی پرنده ها میشه؟
هر بار که این آهنگو میذارم، بیشتر از اینکه به موسیقی توجه کنم، ذهنم درگیر این شکل میشه
هرم برعکس یا لوزی تا شده؟
مفهوم شعر؟
چطور کسی اونقد درگیر کسی بشه که وسعت آسمون براش تنگ بیاد و بدون اون حتی به آزادی پرواز فک نکنه....
  • ۰ نظر
  • ۱۶ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۲۷
  • ۱۶۳ نمایش

نوای همدرد

۱۴
مرداد

چقدر دلم میخواد یه آهنگی,بی هوا بشنوم که تمام دردای نگفته این روزامو تو خودش نوشته باشه و همه رو به گوش من بنوازه و تا میتونم های های گریه کنم و خالی بشم و این بغض سنگین گلو رو خالی کنم,این درد سینه رو کم کنم,سنگینی سر و گیجی مبهمشو برطرف کنم...

یه آهنگ که بفهمه چی میگم...من حتی نمیدونم چی باید بگم.ولی میدونم یه چی هست.

یه گرهی که کورم کرده این روزا

پس کی خالی میشه این خونه تا بتونم یه دل سیر گریه کنم؟!

  • ۰ نظر
  • ۱۴ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۳۸
  • ۱۲۱ نمایش

درد

۱۴
مرداد

بدی واقعیت اینه که next نداره تا بزنی بره جلو ...

وقتی بیفتی تو گندبازار زندگی، باس لحظه لحظه شو تحمل کنی تا تموم بشه


  • ۱ نظر
  • ۱۴ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۵۸
  • ۲۲۹ نمایش

چادرگونه 1

۱۱
مرداد
سالها پیش که همشهری جوان میخریدیم و مینشستیم پای مصاحبه و حرفهایش، یک شماره به خانم بازیگر جوانی اختصاص پیدا کرده بود که پوشش متفاوتی دارد و برخلاف بازیگران دیگر پیش میرود...
مجله پرسیده بود ممکن است روزی بخاطر بازیگری، این پوشش را کنار بگذارد؟
جواب داد: خیر ، خدا آن روز را نیاورد . این انتخاب من است و فلان و بهمان و غیره.
توی دلمان گفتیم عجب دل شیری دارد این زن! ما که پشیزی ارزش نداریم و جایی دیده نمیشویم و به خاندان چادری منتسب هستیم، جرات نمیکنیم به خودمان ، حتی به خودمان قول دهیم که این پوشش تا ابد روی سر ما مستقر باشد.
چرا که جامعه دائما در تغییر و تحول است و شاید جایی، مسابقه ای ، اجباری، سفر خارجی در کار باشد و به همان روسری قناعت کنیم و حجابمان را در همان حد، نگه داریم.چادر که اجبار نیست، انتخاب است!
پیش خودمان فکر کردیم وقتی علنی اعلام میکند، حتما پای حرفش میماند. زبانت را گاز بگیر.فکر بیخود نکن و پیش از عمل، قضاوت نکن.
اما در لایه های درونی دلمان، پیش خودمان،آنجا که کسی راه ندارد و با کسی رودربایستی ندارد، فکر کردیم اصلا بازیگری با این مقوله در تضاد است.
چرا خودت را خر میکنی؟ بازیگر تابع کارگردان است . تابع شرایط.اصلا میخواهد نقش همسر پاک خانه دار را بازی کند.بازیگر برای نزدیکی بیشتر به مخاطب، باید فضای خانه را شبیه سازی کند. هیچ احمقی که در خانه چادر سر نمیکند. حتی برای این هدف پاک هم باید از "چادر" فاصله بگیرد.
گفتیم تو چه کار داری؟ کار خودت را بکن و انقدر به لایه های درونی وجودت رجوع نکن. هدفش پاک است. بازیگرهای دیگر، همین را هم ندارند. میخواهی با این تضاد غیرعقلانی شعارگونه بجنگی که همین شعار را هم از دست بدهی؟ بگذار علمک شعار بماند تا علمک های دیگر!
ما به زندگی خودمان ادامه دادیم و مشغول درس و مدرسه و دانشگاه و زندگی شخصی شدیم.
  • ۲ نظر
  • ۱۱ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۲۹
  • ۲۹۲ نمایش

چادرگونه 2

۱۱
مرداد

ما به زندگی خودمان ادامه دادیم و مشغول درس و مدرسه و دانشگاه و زندگی شخصی شدیم.

حالا که همه چیز تمام شد، از روی بیکاری، نشسته بودیم عکسهای جشن حافظ را نگاه میکردیم.با دیدن این بانو ،یاد تمام آن روزها و حرفها افتادیم.

خواستیم بگوییم بانو! حجاب که چادر نیست. بخش اضافه حجاب است.

سختی های خاص خودش را دارد و شانیت خودش.

اجبار حکومتی هم به روسری و مانتو ختم شده ، این حرفها و برنامه هایت از چه ؟

اصلا چه کسی گفته چادر نشانه ایمان کامل است؟ نمیشود تو خودت باشی و همانطور که هستی، ارتباط با خدایت حفظ کنی؟

نه اهل قضاوتم نه حکم دادن.  اصلا زندگی مردم به من ربطی ندارد.هرکه دوست دارد هرجور که میخواهد زندگی کند.

اما

وقتی کسی علنی ، کاری انجام میدهد و به طور ناخودآگاه، هدایت بخشی از جامعه را بدست میگیرد یا حداقل مشغولیت ذهنی برای عموم ایجاد میکند، قضیه اش فرق میکند. دیگر، حرف زدن درباره این آدم، خاله خان باجی بازی نیست، غیبت نیست. عیان است.کسی که به انتقاد عیان و نظر عموم علاقه ای ندارد،نباید خودش را در معرض عموم قرار بدهد.

اگر وسط معرکه آمد، باید تاب ضربه های بعدی هم داشته باشد...


  • ۳ نظر
  • ۱۱ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۲۸
  • ۱۳۳ نمایش

درد بی درمان

۰۹
مرداد

تو دنیا با یه دردایی

فقط باید مدارا کرد

  • ۰ نظر
  • ۰۹ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۶
  • ۲۴۴ نمایش

وَاعْمَلُوا صَالِحًا

إِنِّی بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ

ﻛﺎﺭ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﻫﻴﺪ ؛ ﻳﻘﻴﻨﺎ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﺩﻫﻴﺪ ﺑﻴﻨﺎﻳﻢ.


نه که من ناظر و مبصر باشم که کار خطا انجام دادین بزنم درجا بترکونمتون

این دیدن ,فرق میکنه

 وقتی دارین کار خوب انجام میدین,یعنی دارین خلاف جهت همه شنا میکنین،

قراره کلی توهین و تحقیر به جون بخرین. قراره احمق و دیوونه باشین.

هیچ کس از ته کار شما خبر نداره.

کسی نمیدونه این کار مثبت شما حتی تو زندگی خودشون که دارن مسخره میکنن چقد میتونه تاثیر داشته باشه.

اما شما میدونین.شما که میدونین ادامه بدین...

من که هستم! از کار شما خبر دارم. من میفهمم.من میبینم

بنده ی من!..... تو خوب باش ؛ من میبینم....

  • ۰ نظر
  • ۰۹ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۲۳
  • ۱۰۰ نمایش

در این دنیا

۰۷
مرداد
 

در این دنیا تک و تنها شدم من
گیاهی در دل صحرا شدم من
چو مجنونی که از مردم بریدم
شتابان در پی لیلا شدم من

چه بی اثر می خندم
چه بی ثمر می گریم

به ناکامی چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شیدا شدم من
 
من آن دیر آشنا را می شناسم
من آن شیرین ادا را می شناسم

محبت بین ما هم کار خدا بود
از این جا هم خدا را می شناسم
 
خوشا روزی که این دنیا سر آید
قیامت با قیام محشر آید
بگیرم دامن عدل الهی
بپرسم کام عاشق کی براِید
دانلود با صدای مهدی سلطانی  از اینجا
دانلود با صدای عماد رام از اینجا
  • ۰ نظر
  • ۰۷ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۵۹
  • ۲۸۴ نمایش