لکه ننگ
کلاس پنجم ؛ فردای شب یلدا امتحان ریاضی داشتیم
شدم چهارده.
همیشه باس زیر نمره رو , اولیا امضا میکردن
مامان که اصصصصلا.معلوم نبود چه قشقرقی به پا کنه.
واقعا نمیدونستم چی کار کنم
تماااااام روز نشستم فک کردم با این ماه شب چهارده چی کار کنم.
به نوبه خودش,لکه ننگ به حساب میومد.
داشتم از استرس و شرم میمردم.
صبح فردا,وقتی بابا صبحانه رو خورد و لباسا رو پوشید و کیف به دست آماده بود که بره سرکار و فرصتی برای سرکوفت و شرمسار کردنم نداشت.........,برگه رو دادم که امضا کنه...
تنها جمله ای که وقت داشت بگه این بود: چرا الان
.
.
*چه معضلاتی داشتیم اون موقع ب قرآن...
*دو تا استاد وحشی زن داریم تو دانشگاه,زیر 12 و 13 نمره ندن,خوابشون نمیبره.
احساس میکنن حقوق شونو به درستی استفاده نکردن. گوشت نشده به تن شون...
- ۲ نظر
- ۰۵ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۳۲
- ۱۶۷ نمایش