چرا منو دوست داره؟
یه سر به آرشیو وبلاگ زدم.
چقد لحن بیانم، خواسته هام، حتی نگاهم به زندگی عن بود.
چقد سرم بالا بود. چقد قد بودم.
تازه اون موقع فک میکردم چقد خوبم و سربه زیرم!
حتما تو 40 سالگی هم این نوشته رو بخونم ، به این روزای خودم میخندم!
چقد خوبه آدما رفیق دارن. رفقا متناسب با حالتای هم باهم مچ میشن. با هم بزرگ میشن.
عن بودن همدیگه رو خیلی درک نمیکنن.
مثلا دوتا نوجوون نمیفهمن چقد رفتاراشون لوس و مسخره است. یه بزرگتر از بیرون این حسو داره.
داشتم فکر میکردم همه سالای عمرم که با خدا تک و تنها حرف میزدم و میزنم، وقتی با لحن همون سن خودم، دردای همون موقعیت خودم، شرایط خودم وارد گفتگو میشم، اون کامل بی نقص که رشد کامله ، از اول کامل بوده و به تکامل نمیرسه، چطور حرفای این ناقصِ رو به رشد رو تو هر مرحله میشنوه و از عن بودنش ناراحت نمیشه؟ چطور منزجر نمیشه؟چطور براش خسته کننده نیستم؟ چطور با ذوق میشینه و حرفای منِ ناقص بی چیز رو میشنوه و دردش نمیاد؟ چرا باید منو بشنوه؟ چرا منو دوست داره...؟
- ۰۳/۰۱/۲۶
- ۳۱ نمایش