پمپاژ زندگی
شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۲۴ ب.ظ
بزرگترین افتخار بعد اون همه سختی و فشار و به اینجا رسیدن، همین بس که مادرا بگن بچه ها صبح، برای اومدن به مهد با ذوق از خواب بیدار میشن،
وقتی مریضن، روزشماری میکنن برای برگشت و زمان تعطیلی، دائم سراغ مهدو میگیرن...
همون بچه هایی که موقع اشتباهاشون اخم میکنم، و موقع بازی، با تمام وجود، باهاشون میخندم، ذوق میکنم و حرف میزنم...
انگار خستگی تمام سالای اجبار تحصیل از تنم ذره ذره بیرون میره....
انگار دوباره زنده میشم...که دنیا اگه با ما نساخت، ما میسازیمش...اونطوری که میخواییم و فکر میکنیم درسته...
- ۹۶/۱۱/۰۷
- ۲۵۸ نمایش