هزارباره
شنبه, ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۲۳ ب.ظ
خودمو سرکوب میکردم درونا. میگفتم دیگه هیچ وقت این حماقتو تکرار نمیکنم.
دور میشم از آدما و فقط به خودم فکر میکنم
اما امروز که دوباره, برگشتم همونجا و تو همون موقعیت قرار گرفتم و اتفاقاتو دوره کردم, فهمیدم هزاربارم اتفاق بیفته,من همینجور عمل میکنم...این تو ذات منه.این حماقت تو ذات منه و اگه ازش جلوگیری کنم, به قلب خودم که پاک ترین بخش وجودیمه و همه ی مهرمو توش گذاشتم, آسیب زدم
در حقیقت من بدون محبت, هیچی نیستم. بی اعتبار میشم پیش خودم...
من باید آدما رو ببخشم. باید بدی ها رو نادیده بگیرم تا سبک بشم
باید همون احمقی باشم که همه چی رو میدونه اما به روی خودش نمیاره تا خوبی رو به همه چی غلبه بده...
دنیا با خوبی باقی میمونه, نه کینه
خدا خودش بهترین حسابرسه. باید همه چی رو سپرد به خودش...
- ۹۵/۱۰/۰۴
- ۲۰۸ نمایش