رانندگی2
نمیدونستم تازه اول کاره. تازه اول گوشمالی دادن! تازه حالا حالاها باس بدوم!
نمیدونستم تمام روزایی که مث خر,تو ماه رمضون , هفت صب پامیشم با اون زنیکه,سر میکنم,قراره سربدونن ام!
کاش میدونستن پول تعداد جلسه های اضافی که مینویسن تا جیب خودشونو پر پول کنن,با خون دل بدستشون میرسه...کاش میدونستن لحظه لحظه ای که اونجا صرف میکنم,برام ارزش داره...
تا اخر تابستون منو پیچوندن.بد پیچوندن. کم آوردم,هم مالی هم جانی.تعطیلاتم تموم شده بود و گواهی نامه گرفتن دیگه تاثیری نداشت! وقتی برای خوش گذرونی نداشتم! ولش کردم ....تا وقتی پولی بدستم بیاد...
دوباره عید از سر گرفتم همه چیزو.دوباره رفتم و دوباره پیچوندن.
کسی که شکست خورده باشه و زخمی باشه,سخت بلند میشه,اینا با هر بار پیچوندن,دوباره منو زمین میزدن...
خورد به امتحانا,دوباره ول کردم و بالاخره تابستون,قال قضیه رو کندم....
مهر گواهی نامه اومد...
"ادامه داره"
- ۹۵/۰۴/۲۰
- ۲۲۹ نمایش