ضد حال
چهارشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۱۷ ب.ظ
مدرسه دبیرستانمون قدیمی بود. خیییییلی قدیمی.اونقد که مامان میگفت قبل از اونم این مدرسه بوده.
قرار شد یه مدرسه برامون بسازن و ما نقل مکان کنیم.مدرسه قبلی تو کوچه بود,مدرسه جدید سر کوچه
شروع سال تحصیلی دوم دبیرستان,تو مدرسه جدید شروع شد.یه عالم مراسم و مهمان و ادم گنده و معروف
بعد رفتیم سر کلاسا.عکس انداختن؛ گفتن پاشید بریم مدرسه قبلی,سر کلاس خودتون؛هنوز اینجا آماده نیست
.
.
یعنی ضد حال تر از این کار,وجوووود نداره. دیگه نمیتونستم دیوارای کهنه و میز و نیمکتای شکسته و درب و داغون مدرسه قبلی رو تحمل کنم.دیگه نمیتونستم پشتش بشینم و گوش کنم.عرصه تنگ شده بود...
دوهفته ما رو تو اون وضعیت نگه داشتن 😐
تازه بعدش, مدرسه عهد دقیانوس تخریب نشد, دادنش به دبستانی های بدبخت که اگه زلزله اومد, اونا زیر آوار بمونن...ما چون نخبه پرور بودیم,حیف بود بمیریم😐
حرفی ندارم.
- ۹۵/۰۳/۲۶
- ۲۷۶ نمایش