مزگت

مزگت یعنی عبادتگاه
بدون درنظر گرفتن دین خاصی
هروقت نیاز داشته باشم، به اینجا پناه میارم و مینویسم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

پینوکیو

چهارشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۰۱ ب.ظ

داستان پینوکیو اینطوری شروع میشه که پدرژپتو عروسک چوبی رو میفرسته مدرسه,درس بخونه تا کسی بشه برای خودش.

اما پینوکیو روز اول مدرسه,جایی رو وسط راه میبینه که نمایش اجرا میکنن و وسوسه میشه ,کتابشو میفروشه و میره دیدن نمایش و تمام ماجراهای بعدی براش اتفاق میفته...

.

.

شاید این داستان از زمان نگارش کارلوکلودی(قرن 19) تا 15 سال پیش نتیجه اخلاقی واسه بچه ها داشت,ولی حالا ترویج دروغی بیش نیست.

کی گفته درس بخونی,کسی میشی؟ وقتی قراره توالت بشوری,بدون لیسانس بشوری خودت راحتتری.

دیگه درس,متضمن شغل و شانیت اجتماعی نیست.


دوم اینکه از بچه ها پرسیدم هرکی دروغ بگه,چی میشه؟ گفتن دماغش قرمز میشه,دراز میشه

گفتم بچه ها,هرکی اینو بهتون گفت,خودش دروغ گفته. هرکی دروغ بگه,قیافه اش هیچ تغییری نمیکنه. فقط دروغ گفتن کار زشتیه. خوب نیست آدم دروغ بگه. 

وقتی ذهن بچه ها رو با چرندیات پوشالی پر میکنیم و بزرگتر که شدن میفهمن همه اش دروغ بوده برای خر کردنشون,بیشتر عصبانی میشن و بدتر اون کارو انجام میدن.بهتره ارزشا درونی بشه نه از روی ترس و اجبار.


سوم اینکه داستان بچه ها رو جوری تربیت میکنه تنها از ضوابط تعیین شده پیروی کنن وگرنه بدبخت میشن.

این شاید تا 20 سال پیش جواب میداد,ولی اینروزا جامعه بچه های خلاق و منعطفی رو میطلبه که بتونه خودشو تو جامعه پیدا کنه و جایگاهی داشته باشه و گرنه هیچی نمیشه و این مستلزم سر و گوش جنبیدنه. که از مدرسه بپیچی و بری ببینی با نمایش چقد میشه پول دراورد...بقیه چی کار میکنن.چطور زندگی میکنن. چی جذاب تره. زندگی چطور باید بچرخه....

داستان پینوکیو رو گرچه برای بچه ها میگم اما میونش چیزایی اضافه میکنم که متناسب جامعه امروز تربیت بشن نه کارگرای سر تو برف فرو کرده ی مطیع و بدبخت دیروز که وقتی دولت نتونست نیازاشونو برطرف کنه,علیل و گرسنه نمونن.

  • ۹۶/۱۰/۲۰
  • ۷۹ نمایش

نظرات (۱)

از وقتی این دوره های مهد رو رفتم علی رغم فرهنگی بودنِ تمومِ آبا و اجدادم و اینکه فکر میکردم خیلی با سیستم آموزش و پرورش آشنام
فهمیدم یه سری مدارس توو سطح ایران هست که خب اغلب توو پایتخت و خراسان متمرکزن ظاهرا
یه سری مدارسِ فوق لاکچری که توش حرفی از امتحان و مدرک یا حتی ارزشیابی توصیفی بچه ها نیست، ثبت نامش هفتصد خانِ رستمِ و شهریه سالانه از ده تومن شروع میشه به بالا
گویا سیستمشون اینجوریه که بچه ها از مهد تا پیش دانشگاهی رو توو این مجتمع میگذرونن و احیانا اگر! خاستن ازین مدارس خارج شن یا کنکور بدن (چون هیچ مدرکی ندارن) امتحانات معادلی ازشون گرفته میشه و مدرک میگیرن
خروجی این مدارس یه مشت بچه با اعتماد به نفس بالا، خلاق، باسواد و کارآفرینن که این مدرسه حکم فرودگاه داره واسشون و بعد درس میپرن و میرن
یعنی توو همون دورانی که بقیه دارن با عربی و زبان انگلیسی و کلاسای بیرون و تقویتی و کنکور و فوق برنامه پر پر میشن، اینا ظرف 12 سال تحصیلی شخصیتشونو میسازن و مستقیم وارد بازار کار میشن والسلام
و خیییییلی مدارس دیگه با این سیستم
اموزشای خاص برای قشر خاص، وقتی خودمو با نسل جدید مقایسه میکنم میبینم که چقدر تباه بودم، یه فکر بسته، یه تفکری که همه جوره بهش چهارچوب داده بودن، خلاقیت زیر صفر، بدون کمترین قدرت دفاع حتی کلامی، اعتماد به نفس زیر صفر و...
اگر توو اون دوران ضربه نخوردم فقط بخاطر محیط شدیدا بسته و محدود خانوادگیمون بود وگرنه بی برو و برگرد با اون اموزشای توی خونه و مهد و پیش دبستانی و دبستان و... بگا میرفتم، با همین امثال پینوکیوها و...
پاسخ:
منم فهمیدم تصورم از تدریس و مدرسه اشتباه بوده...

خروحی اینا رو دیدی؟
واقعا بدرد میخوره؟

منم شاید دارم عقده های خودمو برطرف میکنم با حضور تو اینجورجاها
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی