مزگت

مزگت یعنی عبادتگاه
بدون درنظر گرفتن دین خاصی
هروقت نیاز داشته باشم، به اینجا پناه میارم و مینویسم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

دهه نود

جمعه, ۱ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۳۰ ق.ظ

وقتی ما بچه بودیم، زندگی خیلی جدی تر بود.همه ساختارا مشخص بود. زندگی مهندسی شده بود. حتی مهربونی کمتر بود.
اون زمان همه باباها میرفتن سرکار. یعنی هرکی میخواست نشون بده بزرگ شده و سری تو سرا دراورده، میرفت سرکار.

سرکار رفتن یعنی خونه نبودن. مشغول جایی یا چیزی بودن.

اون موقع حتی بیشتر مامانا هم میرفتن سر کار. وقت نداشتن برا بچه هاشون غذای هرروزه درست کنن. دیکته هامونو خودمون مینوشتیم.

همه چیز جدی بود. اشتباه میکردیم، درجا تنبیه میشدیم. ترس داشتیم.

اون زمان آینده مشخص بود. باید برا رسیدن بهش تلاش میکردیم.
اما الان هیچی معلوم نیست. الان همه تو خونه ها دور هم نشستن و وقتی از مردها میپرسی چرا نمیری سرکار؟ میگن دورکاری میکنیم یا کار نیست....
درس که بخونی، شغل نداری و آینده ات ربطی به تحصیل نداره. پس هرچی چم و خم پول دراوردنو بیشتر بلد باشی، موفق تری.
مادرا مهربون تر شدن. بچه ها سرور شدن. همه چی عوض شده.سطح دغدغه ها تا این حده که تم تولد بچه شون چی باشه...
درسته دهه شصتی نیستم، ولی همون دهه هفتادم  زندگیا اینجوری نبود...

  • ۹۶/۱۰/۰۱
  • ۳۶ نمایش

نظرات (۱)

  • یگانه زهرا
  • رسمااااا با این پستتون مخالفم
    مامانا وقت نداشته باشن 
    بچه ها درجا تنبیه بشن
    مهربونی کمتر باشه
    این عایا خوبه؟؟شما دوست داری زندگی اینطوری باشه؟؟
    پاسخ:
    مگه من گفتم خوبه؟!

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی